قبلتر، بوییدن عطری معلق در هوا، راندن در هزارپیچ جادهی چالوس، دویدن به سمت آغوش گشادهی معشوق، شنیدن دوستت دارم،…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
قبلتر، بوییدن عطری معلق در هوا، راندن در هزارپیچ جادهی چالوس، دویدن به سمت آغوش گشادهی معشوق، شنیدن دوستت دارم،…
امروز فیلمی دیدم از دوربین مداربستهای، که در آن زنی میخواهد از خیابانی رد شود. و اگر توضیحات پایین فیلم…
زیر چادر، تیشرت آستینکوتاه و شلوار سیاه میپوشید. موهاش، بلند و شانهخورده تا گودی کمرش بود و از مژههاش انگار…
الهه هیچوقت هشت صبح پیام نمیدهد. میخوابد کنار عسل. تا ده. تا یازده. تا هر وقت که سیراب شوند از…