مرتضی برزگر

پدر، همسر و غمگین معاصر

نویسنده‌ داستان

معلم داستان نویسی

مدیر روابط عمومی

کارشناس تولید محتوا

مرتضی برزگر

پدر، همسر و غمگین معاصر

نویسنده‌ داستان

معلم داستان نویسی

مدیر روابط عمومی

کارشناس تولید محتوا

ماه: تیر 1399

5 تیر 1399 بابای محمد ما هم رفت مهمانی

بابا محسن عزیز ‌ من سال‌هاست کلماتم را در جای خالی‌ت می‌چینم. در اندوه‌ زنگ زده‌ی سقف تاکسی نارنجی. در…

28 خرداد 1399 آغوش

هر انسانی، چاه‌‌هایی تاریک دارد. و سیاه‌چاله‌هایی. بابامحسن من و دیگرانی شبیه او، و پدران‌شان، دیکتاتورهایی بودند، کوچک یا بزرگ؛…

25 خرداد 1399 برهم زدن بازی‌ نااهلان و نامردمان…

بچه‌تر که بودم، اتوبوس‌های دوطبقه‌ی شمشیری-قیام پر بود از ‌پیرمردهای هرزه دست… ترکیب دلهره‌اوری از بوی عرق و تنانگی…حرکت آرام…

24 خرداد 1399 ناطور بودن

رابطه‌ی هفت ساله‌ی من و مامان پروانه، مانند هیچ مادر و پسر دیگری نبود. مثلا موقع فوت کردن کیک تولدشش…