با همدیگر که آشنا شدیم، خواستم برگهای در آورند. روی تخته نوشتم: «اولین دختر/ پسری که عاشقش شدم…» گفتم یک…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
با همدیگر که آشنا شدیم، خواستم برگهای در آورند. روی تخته نوشتم: «اولین دختر/ پسری که عاشقش شدم…» گفتم یک…
در میان پیامهای رسیده، سوالات فراوانی پرسیده میشود که چرا من هیچگاه در خصوص اتفاقات روز نمینویسم. چرا چیزی از…
با اینکه بعد از مرگ مامان پروانه فهمیدم که دیگر باید خودم، خودم را بشورم؛ با اینکه بعد از مرگ…
هر آدمی، قصهای دارد. قصهای که سالهاست توی دلش نگاه داشته و دارد خفهاش می کند. قصهای که امیدوار است…