اسمش هدیه بود یا مهدیه؛ یا هر اسم دخترانه دیگری که توش «ه» ی دو چشم داشت. موضوع حداقل برای…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
اسمش هدیه بود یا مهدیه؛ یا هر اسم دخترانه دیگری که توش «ه» ی دو چشم داشت. موضوع حداقل برای…
پنج سال پیش، توی صفحه فیس بوکیم نوشته ام: دیگر احتیاط لازم نیست. شکستنی ها شکست. هر طور مایلید حمل…
من غمگینترین لحظههای دنیا را زندگی کردهام. مثلن شلوغی دور گور مامان پروانه را یادم است که هفت ساله بودم…
این میتواند آخرین نوشته من باشد؛ آخرین حرفها در ابتدای صبح زمستانی تهران، که نه سرد است و نه گرم….