اگر بخاطر بیاوری، زیر درختهای خیابان ولیعصر، نورهای سبز و آبی روشن کرده بودند. خیابان قفل بود. گفتی مردم شب…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
اگر بخاطر بیاوری، زیر درختهای خیابان ولیعصر، نورهای سبز و آبی روشن کرده بودند. خیابان قفل بود. گفتی مردم شب…
قرار بود وقتی «قلب نارنجی فرشته میآید» توی کتابفروشیها، خوشحالترین آدم دنیا باشم. و بودم. یکی دوماهی. درست تا بیست…
انصافانه نیست عکسهایتان که تازه برداشتهاید با حضرت مادر علیهالرحمه که لبخند زده به دوربین شما یا خندیده به خُلخلیتان…
میگویند مردم از صبح زود نشستهاند پای سایت سایپا، نیم ساعته تمام پرایدها را خریدهاند و کمی بعد، جوک ساختهاند،…