خرمگسی توی اتاق می چرخید و هر جا که میشد، می نشست. روی گل های قالی، لبه لیوان خالی از…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
خرمگسی توی اتاق می چرخید و هر جا که میشد، می نشست. روی گل های قالی، لبه لیوان خالی از…
بعضی روزها باید با خودت مهربان باشی. دست خودت را بگیری و ببری بیرون. جلوی پارک ملت، بستنی قیفی متری…
– مجله نیوزویک برای پی بردن به کلمات مورد علاقه محکومین به اعدام در واپسین لحظات زندگیشان ، آخرین جملات…
می خواهم اعتراف کنم که پیش ترها، با قصد قبلی می رفتم حرم. قبلش، لباس آستین بلند می پوشیدم، موهام…