دوست داشتیم برای تولد سه سالگیت، جشن کوچکی بگیریم. دوست داشتیم تمام خانه را ریسههای سبز و قرمز و آبی…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
دوست داشتیم برای تولد سه سالگیت، جشن کوچکی بگیریم. دوست داشتیم تمام خانه را ریسههای سبز و قرمز و آبی…
عسل برای خودش شخصیتی خیالی ساخته به اسم«خانم محترم». برای تبدیل شدنش به «خانم محترم» از اتاق بیرون میرود، کیف…
حالا که همه جا پر است از خبرهای هولآور بیماری فراگیر، و استوریها و پستها آکندهاست از چگونگی ضدعفونی همهچیز،…
هیات روزهای کودکیام، در جشنها و ولادتها، به خاطر اسم امامها به بچهها جایزه میداد. و من که مرتضا بودم،…