سالهاست دارم با خودم سر همین چند کلمه می جنگم. چندباری هم نوشتهام و گمش کردم. یعنی خودم خواستم گم…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
سالهاست دارم با خودم سر همین چند کلمه می جنگم. چندباری هم نوشتهام و گمش کردم. یعنی خودم خواستم گم…
یکی از بهترین مردهایی که توی زندگیمان دیدیم، به ناچار لباس زنانه پوشیده بود. با مانتوی کوتاه و شال سیاه…
عکسش را که می بینم، یکهو بغض میکنم. فرقی هم نمیکند کجا باشم؛ سرکار، توی کلاس یا وسط خیابان. دیروز…
توی داستاننویسی، شما به هر بهانهای میتوانید به گذشته برگردید. این بهانه میتواند عطری باشد، نگاهی، صدایی یا کلمهای. درست…