شما او را نمیشناسید. شما او را در آغوش نگرفتهاید. شما او را به اسم کوچک صدا نکردهاید. بهشما نگفتهاست…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
شما او را نمیشناسید. شما او را در آغوش نگرفتهاید. شما او را به اسم کوچک صدا نکردهاید. بهشما نگفتهاست…
باید از شادی بنویسم. از اینکه عسل دیشب لپم را گاز گرفته و گفته خیلی دوستت دارم. پرسیدم چرا؟ گفت…
توی داستان نویسی یک قانون کلی هست که میگوید: نگو، نشان بده. مثلن نگو هوا سرد است؛ کیفیت سرما را…
واسه من تاریخ خیلی مهم نیست. برخلاف چیزی که همه دوست دارن، بشنون و خوششون میآد که از سالروز ازدواج،…