صبح که از خواب بیدار میشوم، اول تو را فراموش میکنم. بعد، میروم سروقت گوشیام. و نمیآیم توی تلگرام، صفحه…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
صبح که از خواب بیدار میشوم، اول تو را فراموش میکنم. بعد، میروم سروقت گوشیام. و نمیآیم توی تلگرام، صفحه…
اول، حرف دومم را مینویسم که دوستت دارم. اما این روزها خودم را توی ماشینی میبینم که جلوتر از همه…
بابا محسن عزیز به عسل یاد دادهام که هر کجا اشتباهی کرد، معذرتخواهی کند. مثلن بعضی وقتها، موهای مامانش را…
به همهی آنها که شبیه تو هستند، محتاجم. به آنها، که برای بوسیدنشان باید خم شد یا گذاشت، خودشان را…