ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻋﯿﻦ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺯﺩﻥ ﻣﻮﻫﺎ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻣﻪ. ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﯽ. ﺑﺎ ﻧﻮﮎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺕ، ﻣﻮﻫﺎﺕ ﺭﻭ ﻭﺭﺯ ﻣﯽ ﺩﯼ. ﺁﺭﻭﻡ ﺁﺭﻭﻡ…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻋﯿﻦ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺯﺩﻥ ﻣﻮﻫﺎ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻣﻪ. ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﯽ. ﺑﺎ ﻧﻮﮎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺕ، ﻣﻮﻫﺎﺕ ﺭﻭ ﻭﺭﺯ ﻣﯽ ﺩﯼ. ﺁﺭﻭﻡ ﺁﺭﻭﻡ…
ﺭﯾﻤﻮﺕ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ، ﻧﻬﺎﯾﺘﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺩﮐﻤﻪ ﺩﺍﺭﻩ. ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﺎﺩ ﺭﻭ ﮐﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩ . ﭘﺮﻩ ﻫﺎ…
مامان پروانه عزيز ، بابامحسن گرامي و ساير درگذشتگان محترم حالا كه شمع قرمز كيك سي و شش سالگي ام…
پرستار گفت: «بچرخید سمت دیوار.» گفتم: «من شوهرشم. چیو نباید ببینم؟» اخم کرد. گفت: «خواهش می کنم آقای محترم.» برگشتم…