مامان پروانه عزیز، عسل دندانهی سین را درست نمیگذارد و این ارث من است؛ وقتی هفتساله بودم، شما هنوز زنده…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
مامان پروانه عزیز، عسل دندانهی سین را درست نمیگذارد و این ارث من است؛ وقتی هفتساله بودم، شما هنوز زنده…
عسل با تخممرغها حرف میزند. دیروز پرسید «ما هم میتونیم روی تخممرغ بشینیم؟» گفتم «ما سنگینیم بابا، میشکنه.» گفت «آخه…