مرتضی برزگر

پدر، همسر و غمگین معاصر

نویسنده‌ داستان

معلم داستان نویسی

مدیر روابط عمومی

کارشناس تولید محتوا

مرتضی برزگر

پدر، همسر و غمگین معاصر

نویسنده‌ داستان

معلم داستان نویسی

مدیر روابط عمومی

کارشناس تولید محتوا

نوشته های بلاگ

روز مادر

6 اسفند 1397 نوشته‌ها

انصافانه نیست عکس‌هایتان که تازه برداشته‌اید با حضرت مادر علیه‌الرحمه که لبخند زده به دوربین شما یا خندیده به خُل‌خلی‌تان وقتی بهش گفتید بگوید سیب یا چیز. نه مثل عکس‌های ما که برای سال‌ها، دهه‌ها و قرن‌های پیش‌تر است.

انصافانه نیست تلفن را بردارید، شماره‌ بگیرید، و کسی آن طرف خط، بگوید جان مادر و قسم‌تان بدهد که دست بچه‌ها را بگیرید و ببرید خانه‌اش. نه چون ما که نه شماره‌ای داریم از آن دنیا، و نه آدرسی برای فرستادن نامه‌ای، دست‌خطی.

انصافانه نیست که روز مادر گل‌ می‌خرید، جعبه‌ای شیرینی خامه‌ای، و جایی دارید که بهش می‌گویند خانه‌ی مادری و شام، قرمه‌سبزی مامان‌پز می‌خورید با سالادشیرازی و دوغ، دوغ دست‌ساز نعنا زده. نه اینطور که خانه‌ش مستطیلی باشد در گورستانی دور افتاده که نمی‌گذارند شب‌ها ماند پهلویش و خوابید کنار سنگ گلاب‌خورده‌ی پر از گل‌های پرپر.

و البته، چه چیز این دنیا از انصاف بوده که این یکی. ما حسودترینیم به همه‌ی روزهای‌تان. و آرزو می‌کنیم که جای‌ شما بودیم توی عکس‌ها، پشت تلفن و نشسته بر سفره‌ی خانه‌ی مادری.

چرا که شما گذشته‌ی ما هستید. گذشته‌ی شاد ما، گذشته پرخنده‌ی ما، گذشته‌ی مغرورانه‌ی ما. و حالا ما اندوهی هستیم هر روزه و بی‌تاب. و نمی‌دانیم روز مادر به کجا پناه ببریم از دست شما خوشبخت‌های لعنتی؛ چرا که ما مادرمرده‌هایی هستیم حسود و دلتنگ، دلتنگ، دلتنگ..

پی‌نوشت: روز مادر مبارک

برچسب:
یک دیدگاه بنویسید