ما فهمیده بودیم آقا ایرج آن آدمی نیست که نشان میدهد. یعنی آن آشپز خوش اخلاق هیات که همیشه موقع…
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
پدر، همسر و غمگین معاصر
داستان نویس
معلم داستان نویسی
مدیر آیتی و CRM
کارشناس تولید محتوا
ما فهمیده بودیم آقا ایرج آن آدمی نیست که نشان میدهد. یعنی آن آشپز خوش اخلاق هیات که همیشه موقع…
جوانتر که بودم، توی یاهو با دختری بالاشهری چت میکردم. اسمش نیکی بود و شرط کرده بود هرگز روی رابطه…
و من بارها رفتهام توي اتاق انتهايي و او را – كه با سري افتاده و دلي شكسته پشت در…
شاید سخت بشود توضیح داد اما برای من چیزی هیجان انگیزتر از این نبود که با جورابهای خیس از کفش…